پنجشنبه 30 آذر 1385  08:12 ق.ظ
نوع مطلب: (ماه هشتم ،) توسط: بابا داریوش

نی نی مریضه

جگرم داره می ریزه

برای این موجود ریزه میزه

که هی آب بینی اش می ریزه


  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 30 آذر 1385
نظرات()   
   
دوشنبه 27 آذر 1385  03:12 ق.ظ
نوع مطلب: (ماه هشتم ،) توسط: مامان سپنتا

دیشب دختر گلی نمی دونم چش شده بود از وقتی که خوابید، هی بیدار می شد و بی تابی می کرد ، مثل همیشه نبود، با این حال باز اصلا برش نداشتم، ساعت نزدیک چهار بود که دیگه گفتم شاید حالش خوب نیست، چون دیروز یه نی نی که مریض بود رو دیده بودیم، رفتم آوردمش پیش خودمون، همینطوری برای خودش تاب تاب می خورد تا خوابش برد جالب اینکه بعد تو خواب و بیداری همه اش سرش رو میزاشت کنار بابایی Smiley، خوابید بعد دوباره بیدار شد، تو خواب و بیداری بودم که شنیدم گفت آگا بابا و چند بار تکرار کرد دیگه حسابی خواب از سرم پرید، صبح هم دیگه کلی بابایی جونش لذت برده و حبه انگورم هی مثل جوجه که جیک جیک می کنه می گه بابابابابابا....، خلاصه این هم از اولین واژه معنادار برای ما که از دهان مبارک سلطان بانو خارج شد Smiley

بعد از دیشب هم دستش رو میبره یه کم بالا و تکون می ده مثل وقتی که بای بای می کنیم Smiley

*  یه دوست نازی دارم که همیشه میره خانه سالمندان بهشون سر میزنه،ما هم رفتیم برای اینکه همراهیش کرده باشیم، شاید باز هم بریم.


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
شنبه 25 آذر 1385  07:12 ق.ظ
نوع مطلب: (ماه هشتم ،) توسط: مامان سپنتا

چهارشنبه بود که رفتیم یه جایی، خیلی غم ناک بود، انگاری که همه منتظر بودند، منتظر زمان که بگذره، و اما زمان

و انگار اونجا زمان یخ زده بود، با تمام قشنگی ظاهری که داشت برام زشت بود، یه آقایی اونجا بود که یه نگاهی به دخترم انداخت و گفت زود آوردیش ، پیش خودم گفتم عجب، میبریم مهد میگن دیره ، میاریم خانه سالمندان میگن زوده

ولی از طرفی خوشحال بودم برای اینکه حضور یک کودک باعث شادی شد

      

این هم

     دو تا


  • آخرین ویرایش:شنبه 25 آذر 1385
نظرات()   
   
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو