یکشنبه 26 شهریور 1385  02:09 ق.ظ
نوع مطلب: (ماه ششم ،) توسط: مامان سپنتا

آره آوین جان ما از سفر برگشتیم، جای شما خالی خوش گذشت.

 این هم اولین سفر من، یه عالمه بزرگ شدم، دیگه میفهمم دورو برم چی به چیه، غذا خوردن هم که بلهههه شروع شده، ناهار چلوکباب شبها هم دیزی .ولی از آبگوشت هویج زیاد خوشم نمیاد!!

دندون، نه هنوز خبری نیست ولی گاهی لثه هام بزرگ میشن، باد میکنن و از بس درد داره من دستهام رو تا مچ می زارم توی دهنم و بعد هم که داد میزنم می گم ککککممممک

شده تا حالا اینطوری شده باشید، حوصله هیچ چیز رو نداشته باشید، نه نوشتن،نه خوندن، نه دویدن حتی راه رفتن، نه تلفن زدن، نه جواب ایمیل ها رو دادن، نه نگاه کردن، نه خندیدین... نه زندگی کردن

احساس کنید تنهایید و رها شدید


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 26 شهریور 1385
نظرات()   
   
پنجشنبه 9 شهریور 1385  12:08 ب.ظ
نوع مطلب: (ماه ششم ،) توسط: تیناب

اومدم بگم مامانم اینا سرشون خیلی شلوغه!!! مشق و مدرسه و ...

همه چیز رو به راهه من هم که بزرگ شدم، چند شبی که مامانی و بابایی از دستم خواب ندارند، خودم هم نمی دونم چیه ولی مامانی همه اش می گه حالت و می گیرم Smiley

بعدش بغلم می کنه می گه داری دندون درمیاری؟؟؟ دندون یعنی چی؟؟؟

Smiley

هومممممممممممم


  • آخرین ویرایش:یکشنبه 26 شهریور 1385
نظرات()   
   
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو | Buy Website Traffic