تبلیغات
شنگول و منگول و حبه انگور - نوئل
شنبه 5 دی 1388  04:23 ق.ظ

بالاخره امروز اومد.
مدت ها بود که چشم به راه کسی بود که قراره بود براش یه عالمه کادو بیاره. سوال های جور و واجور هر روزش درباره پاپا نوئل امروز تمام شد. بعضی از خیالات خیلی به دل می چسبند. اینکه یه پاپا نوئلی هست که لیست اسباب بازیهایی که دوست داری رو براش بفرستی و بعد بی صبرانه منتظرش باشی، هر روز یه شکلات از تقویمت بخوری و خوشحال باشی که دیگه چیزی نمونده. اینکه قراره از قطب شمال بیاد، وقتی که همه خوابند و آروم و پاورچین هدیه هات رو بزار کنار درخت و بعد بره تا هدیه ها رو بین همه پخش کنه.
نمی دونم چطوری این دخترونه و پسرونه بودن داره توی ذهنش جا میگیره. با اینکه تو خاله بازیها سعی می کنم که بابا همه اش جلوی تلوزیو نباشه در حالی که مامان داره آشپزی می کنه. پسر خونه رو میزاریم ظرف بشوره. میزش رو مک کویی بگیرم ولی امین توی مدرسه بهش فهمونده که اسپیدر من مال پسرهاست. بهش میگم که اگر امین شارلوت توت فرنگی رو دوست داره هیچ اشکالی نداره می تونه بزاره تو لیست کادوهاش. ولی نه، توی ذهنش دورا و کتی و ... دخترونه هستند
تینابم دلش تنگت شده. کنارش میشینم تا چشمهاش رو ببنده و من براش از رنگها بگم و طعم ها از آدم ها و اسمها،
دندون در آوردن نیکو هم برنامه ای شده برای خودش، هر بار دو ماه طول میکشه ، سرفه ها ، دل پیچه ها تا اینکه دو تاشون دربیان. شروع کرده به حرف زدن. وقتی بهش میگم بس، صورتش و می چسبونه بهم و دستاش رو برای خداحافظی در تمام جهات می گردونه. انگشت اشاره اش رو بلند می کنه و می گه اونجا. به دم گربه ها علاقه عجیبی پیدا کرده.

* میگه مامان یکی از حلقه هات رو میدی به من! این دفعه به جای اینکه بگم نه ازش می پرسم می دونی چرا سه تا حلقه دارم؟ نشونش می دم، یکی بابایی، یکی تیناب و یکی هم نیکو. حالا فهمیدی گلم؟ دستش رو می زاره روشون و می گه بابایی، تیناب، نیکو! واو و میپره هوا
حالا که دلیلش براش روشن شد وسوسه داشتن حلقه رهاش می کنه دیگه

پیدا کردن یک عکس دو نفری مرتب از جوجه ها ی کوچیکم خیلی سخت شده. توی یکیش سر تیناب نیست، تو یکیش نیکو پشت به دوربین. تو یکی دارن داد می زنن. تو یکی فقط پاهاشون افتاده. یکی دیگه ...
شاید برای همین هست که این عکس رو دوست دارم یه عالمه


 * بوی طالبی یعنی کسی برای حرف زدن، اسمی برای صدا کردن، آغوشی برای آرامیدن ...


  • آخرین ویرایش:شنبه 5 دی 1388
نظرات()   
   
How can you get taller in a week?
یکشنبه 15 مرداد 1396 06:03 ب.ظ
Admiring the time and effort you put into your website and in depth information you offer.
It's nice to come across a blog every once in a while that isn't the same outdated
rehashed information. Great read! I've bookmarked your site and I'm including your RSS feeds to my Google account.
plaza.rakuten.co.jp
شنبه 14 مرداد 1396 08:15 ق.ظ
I loved as much as you will receive carried out right here.
The sketch is tasteful, your authored material stylish.
nonetheless, you command get bought an edginess over that you wish be
delivering the following. unwell unquestionably come more formerly again since exactly the
same nearly very often inside case you shield this increase.
azi
پنجشنبه 10 دی 1388 11:26 ب.ظ
kheili vaghte khanade vebloget hastam,,emshab natoonestam chizi nagam ba didane 2 ta ax dokhtarat,,koli zogh kardam enshalah hamishe zende bashand ba pedar o madareshoon.sale no miladi ra behetoon tabrik migam
شایا
پنجشنبه 10 دی 1388 06:49 ق.ظ
ایول چه پست چسبناکی بود من به بچه های بابانوئل دار حسودیم میشه
داستان مار پست قبلیت خیلی باحال بود الهی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر