تبلیغات
شنگول و منگول و حبه انگور - سیرک
جمعه 22 آذر 1387  12:57 ق.ظ

برای اولین بار کسی رو دیدم که به معنای واقعی عصا قورت داده بود هیچ جوری تکون نمی خورد فقط لب هاش برای حرف زدن و پاهاش برای راه رفتن. تو طول برنامه که همه اش یک ساعت و نیم بود سه بار لباس عوض کرد. ولی چقدر دلم برای این حیوونهای بیچاره سوخت که هر چی بهشون گفته می شد انجام میدادند، فیل هایی که فوتبال بازی می کردند، ببرهای که کوچکترینشون حداقل 300 کیلو داشت. غرششون و راه رفتن روی دو پاشون هیچ سنخیتی با هم نداشت ولی من به جای اون پسری که توی قفسشون بود می ترسیدم و حسابی حواسم جمع تیناب بود . به خودم می گفتم آخه چرا ردیف اول نشستی که از بوی خرابکاری این ببر خفه بشی. حتی دیدن دلقک ها که زور می زدند تا خنده تماشاچی ها رو در بیارند به نظرم غمگین بود. ولی به این بهانه یه نیمه روز شاد کنار هم بودیم.


  • آخرین ویرایش:شنبه 7 دی 1387
نظرات()   
   
Why is my Achilles tendon burning?
شنبه 18 شهریور 1396 04:48 ق.ظ
It's very easy to find out any matter on web as compared to textbooks, as I found this article at this website.
Can you have an operation to make you taller?
یکشنبه 12 شهریور 1396 07:02 ق.ظ
What's up, after reading this amazing paragraph i am also happy
to share my know-how here with colleagues.
BHW
چهارشنبه 30 فروردین 1396 10:26 ب.ظ
Undeniably believe that which you said. Your favorite reason appeared to be on the internet
the easiest thing to be aware of. I say to you, I definitely get irked while people consider worries that they just do not
know about. You managed to hit the nail upon the top and
also defined out the whole thing without having side-effects , people can take
a signal. Will likely be back to get more. Thanks
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر